گرانبها ترین هدیه ساعتی از عمر ماست
اکثر ما این شرایط را به خوبی می شناسیم روزانه محرک ما ساعاتی است که قبلاً برنامه ریزی شده اند. بنابراین برنامه های از بیش تعین شده ماست که ما را محدود می کند .برنامه های روزانه گاهی آنقدر فشرده هستند که زمانی برای نفس کشیدن راحت هم نمی ماند. ما بعنوان والدین هم این کار را برای فرزندانمان هم ادامه می دهیم اکثرا خانواده ها فرزندشان را برای کلاسهای متفاوتی ثبت نام می کنند. این شرایط تا بزرگسالی ادامه می یابد اکثراً از یک قرار به قراری دیگر می شتابیم ، در حقیقت تمام ساعات عمرمون برنامه ریزی شده است .
این برنامه ریزی ها معمولاً ناشی از شرایط محیطی یا نتیجه تصمیمات خودمان هستند، بنابراین دیگر وقتی برای کار های خارج از برنامه نمی ماند . تصور کنید در محل کار می خواهید از یک اطاق به اطاق دیگری بروید در بین راه یکی از همکاران را می بینید او دوستانه به شما سلام می کند و از تون می خواهد که یکدقیقه بهش وقت بدهید شما این خواهش او را رد می کنید و به او می گوئید : " متاسفانه در این لحظه من به هیچ وجه وقت ندارم ، شاید بعداً ."
متاسفانه روز های برنامه ریزی شده اجازه هیچ نوع مزاحمتی را نمی دهد . یکدقیقه صبر کنید ، آن شخص را می گذاریم کنار و از خودمون می گوئیم . بهتر نیست کمی با خودمان رو راست باشیم ، اگر در برخورد با همکارمان بجای اینکه می گفتیم: "متاسفانه در حال حاضر وقت ندارم ، حقیقت را می گفتیم : " همکار عزیزمن مایل نیستم برات وقت بگذارم زیرا برنامه روزانه من مهمتر از توست ". خوب حالا چه احساسی دارید ؟ حالا همه چیز برامون کمی واضح تر می شود و این به معنی اینستکه ما اسیر برنامه ریزی های خودمان هستیم .
برچسب:
نویسنده: بهار اکبریپور