مربوط به تبعیض حرف در مربوط به جامعه حرف
امروز یکی از دوستانم را برای دریافت وام از سازمان تامین اجتماعی همراهی کردم ، اوکه به تازگی دو تا از دندانهایش را کشیده بود ، مجبوره شده که ایمپلنت بگذارد بهمین دلیل نیاز به حدود ۵ میلیون تومان پول داشت وباید این پول را تهیه میکرد، بهمین دلیل به سازمان تامین اجتماعی در خیابان شریعتی رفتیم .ساختمان جدید ونو سازی که این سازمان به تازگی به انجا نقل مکان کرده بود. از در ورودی که داخل می شدی همه جا پر از شعار هایی بود در ارتباط با احترام و کرامت به بازنشستگان این سازمان و در گوشه ای از محوطه ورودی یک باجه حدود چهار متری اختصاص داده بودند به مراجعه کنندگان بازنشسته آنقدر این باجه کوچک بود که آدم به زحمت می توانست با خانم مسول صحبت کند ، به هر صورتیکه بود دوستم راهی به باجه پیدا کرد و درخواست خودش را مطرح کرد ،ان خانم هم فورا پاسخ داد که فقط سهمیه سازمان برای بازنشستگان ۲۰ عدد بوده که آنهم تمام شده و تا اطلاع ثانوی خبری از وام نیست البته در کلام و رفتار این خانم اثری از شعار های کرامتی نصب شده به در و دیوار نمی دیدی دوستم خیلی ناراحت شد و خواست که با مقام بالاتری صحبت کند ما را به طبقه اول اتاق رییس فرستادند ، در آن اتاق آقای میانه سالی بود که مشغول صحبت کردن با تلفن بود ما صبر کردیم که صحبت ایشان تمام شود ولی بعد از اینکه صحبتش با تلفن تمام شد تلفن را زمین نگذاشت و پرسید درخواست ما چیست بعد از اینکه دوستم در خواستش را مطرح کرد او در حالیکه سخنان خانم پذیرش را تکرار می کرد شروع به شماره گرفتن کرد در حالیکه دوست من هنوزداشت صحبت می کرد آقای رییس شروع کرد با تلفن صحبت کردن فقط یک لحظه صحبتش قطع کرد و به دوستم گفت طبقه بالا خانم ی مسیول وام بازنشستگان است می توانید به دفترایشان مراجعه کنید ، اینجا هم ما هیچ اثری از شعار های کرامتی در و دیوار ندیدیم ، دیگه دوست من که بیش از سی سال برای یک سازمان معتبر وابسته به سازمان تامین اجتماعی کار کرده بود از بی ادبی و بی احترامی این آدمها حسابی عصبانی شده بود ،از اتاق رییس بیرون آمدیم و به طبقه بالا تر رفتیم در آنجا بود که من از خانم جوانی که پشت یکی از باجه های متعدد این طبقه نشسته بود سراغ خانم ی را گرفتم او هم حاضر نشد زبانش را باز کند فقط با سر واشاره دست اتاقی را کنار سالن نشان داد ، در آن اتاق خانمی پشت میز نشسته بود و دو خانم مراجعه کننده روی دو تا مبل اتاق نشسته بودند جایی برای ما نبود بهمین دلیل دوستم ایستاده بعد از سلام و علیک مرسوم تقاضای خودش را مطرح کرد ،خانم مسیول با کمال افتخار اظهار داشت که متاسفانه برای بیش از ۳۰۰۰۰۰ نفر بازنشسته تامین اجتماعی فقط ۲۰ وام تا حداکثر چهار میلیون اختصاص داده شده بود که با هزار زحمت سعی کردم به بیماران سرطانی برسد . دوستم پرسید که چرا اصلا شما چنین تعداد کم را پذیرفتید و چرا اعتراض نکردید که چگونه می شود با شرایط فعلی مملکت و با این گرانی برای ۳۰۰۰۰۰ نفر فقط بیست وام حداکثر چهار میلیون تومانی اختصاص دهند برای کسانی که سالیان سال شرافتمندانه کار کرده اند و درست در سنین بالا که به حمایت بیشتر نیاز دارند با چنین رفتاری مواجه می شوند .خانم ی درپاسخ گفتند ما مکتوب چندین بار اعتراض کردیم ولی بی نتیجه بوده ، بعد اضافه کرد حالا شما عصبانی نشوید ما در حال حاضر یک وام دویست هزار تومانی بلاعوض داریم که اگر شما مدارک لازم را بیاورید می توانم در اختیارتان بگذارم با این پیشنهاد که بسیار بی احترامانه بود دوستم بجوش آمد و گفت : « مگه من گدا هستم که بعد از سالیان سال کار شرافتمندانه ۲۰۰ هزارتومان بالاعوض بگیرم بهتره شما آن پول را بزنید تو سر آنهایی که چنین پیشنهادی را می کنند، و اضافه کرد : خانم ی شما نماینده ما هستید باید از حقوق ما دفاع کنید نه اینکه چنین پیشنهادات شرم آوری را بپذیرید »
اینجا هم خبری از احترام و کرامت نبود . خلاصه هر چه که آدم در مربوط به جامعه حرف می بیند شعار است و هیچ حرفی پایه و اساس محکمی ندارد در اکثر ادارات با مراجعه کننده بسیار رفتار بی ادبانه ای دارند . در مربوط به جامعه حرف ای که میلیارد ها دلار از بیتالمال برداشت می شود برای یک بازنشسته امکان دریافت یک وام ۵ میلیونی وجود ندارد ، اثرات مخرب عدم اعتماد در مربوط به جامعه حرف بحد زیادی مشهود است . در مربوط به جامعه حرف ای که بر اساس اسلام گذاشته شده غیر از اثرات ظاهری اسلام چیزی دیگری از فرهنگ اسلامی نمی بینی در سازمان تامین اجتماعی بعلت مصادف بودن ایام محرم اکثر کارمندان لباس سیاه به تن داشتند یعنی نشانه ظاهری مسلمانی و در رفتار انان هیچگونه رفتار و کردار وادب اسلامی دیده نمی شد .
نوشته : زهرا خبازبهشتی
برچسب:
نویسنده: بهار اکبریپور
تاريخ: سه
شنبه
29 آبان
1397 ساعت: 19:30