من برای انتخاب تیتر این مقاله دچار تردید بودم ، دیروز یعنی 26 نوامبر 2016 فیدل کاسترو رهبر انقلاب کوبا فوت کرد ، و از دیروز تا حال نظرات متفاوتی در مورد او گفته شده بسیاری از سیاستمداران او را یک انقلابی نامیده اند و گروهی دیگر او را دیکتاتوری که باعث مرگ بسیاری از کوبایی ها شده بوده . کوبایی ها در کوبا برای او عزاداری می کنند ولی مهاجرین کوبایی در امریکا مرگ او را جشن گرفته اند .
با اینکه واکنشها انسانها کاملاً متفاوت است ولی در این واقعیت شکی نیست که او انسانی متفاوت بود با ایده ای که باعث ترس قدرت بزرگی همچون آمریکا شده بود به حدی که چند صد بار خواسته بودند او را ترور کنند ولی موفق نشده بودند . امروز آنچه از او باقی مانده سیستم بهداشت عمومی و ارزانی است که در اختیار همه کوبایی هاست و در دنیا نمونه است و خاطره ای که بقول رئیس جمهور آمریکا آقای اوباما :
;;تاریخ باید در مورد او قضاوت کند ; . و بیقین چنین خواهد بود .
امروز نوشته من در مورد این افراد متفاوت است همانند انقلابیون و سایر نام آوران دنیا بد یا خوب اما این افراد متفاوت هستند که دنیایی ما را تغییر می دهند گاهی آنرا رنگین و گاه نیز سیاه می کنند ولی همین تفاوت انسانها است که دنیا را بجلو می برد و از سکون نجات می دهد .
این یک مسئله اساسی در زندگی همه انسانهاست که نباید هرگز از تغییر بترسند زیرا این تغییر است که باعث پیشرفت ما می شود چه اقتصادی و چه روانی زیرا حتی اگر شکست هم بخوریم می دانیم که نترسیدیم و همه سعی خودمان را کرده ایم . نکته مهم دیگر اینستکه نباید هرگز به قضاوت دیگران زیاد اهمیت بدهیم ، زیرا بطور وضوح می بینیم چقدر نظر افراد در مورد دیگران متفاوت است همین فیدل کاسترو یا افراد دیگری نظیر او یکی آنها را تحسین می کند دیگری او را یک دیکتاتور و قاتل می نامد بنابراین ما نباید با توجه به قضاوت دیگران بدنبال هدف خودمان برویم زیرا همیشه گروهی هستند که مخالف نظر و ایده ما خواهند بود .
آنچه که در بهدف رسیدن مهم است ایمان داشتن به راهی است که شخص انتخاب کرده اگر خود فرد به عقیده و نظرش اعتقاد داشته باشد خسته نمی شود وبهتر می تواند دیگران را هم متقاعد کند و از شکست و شروع دو باره ترسی ندارد .
افرادانقلابی و متفاوت بهترین الگو برای همه انسانهایی هستند که طرفدار تغییر هستند و همیشه سعی می کنند راه نویی را انتخاب کنند و از آن ترسی ندارند و بیشتر مواقع این افراد موفق می شوند و اگر هم نشدند از شروع دوباره نمی ترسند ، زیرا آنها می دانند که متفاوت بودند خود یک امتیاز است .
نکته مهم برای والدین اینستکه وقتی متوجه می شوند که روش بازی فرزندشان متفاوت است نباید سعی کنند آنها را وادار کنند روش خودشان را کنار بگذارند باید به فرزندان اجازه داد آزادانه بازی کنند این باعث می شود که استعداد های استثنایی آنها شکوفا شود . نکته بعدی در مورد کودکان و نوجوانان اینستکه به آنها باید اجازه داد نظرشان را در موارد مختلف بیان کنند زیرا این آزادی اظهار نظر باعث تقویت اعتماد بنفس آنها می شود بدین ترتیب آنها جرات پیدا می کنند افکار متفاوت خودشان را ابراز کنند . آزادی در بازی و سخن گویی بزرگترین کمک برای انسانهای متفاوت است .
نوشته : زهرا خباز بهشتی